در جستجوی عدالت 4 ( درد نامه ) + ( جوان نامه )

 

داداش !

رفیق میخوای ؟

کی بهتر از علی اکبر حسین ؟ ؟

 

 

چه قـــدی  و چه بالایی !

چـه مــــاه عالـم آرایــی !

علی نام ، احمدش صورت

عـجـب تـلـفـیـق زیـبـایـی

 

 

با من بیا ........................... 

من جوانم

معصوم خلق نشدم

و جوانی شعبه ای از جنون

و من هم مجنون

اما ممکن الخطا

در آتش سوزان جهنم خود ساخته ام

تنها این روزهاست

فبط همین روزهای خدا

نسیم بهشت است

این روز ها که می وزد

انگار درهای مینو

به دوزخ اعمالم باز میشود

پسر ارشد ارباب

خدا اگر شما را به ما نمیداد

همان خاکی بر سرمان میشد

که بر سر  پیشینیان مان

اصلا خدا نعمتش را باشما کامل کرد

با نام تو

با ولایت

خدا را چگونه !

به چه وسیله شکر گزار باشیم

برای یک تار مویت

یا علی اکبر !

ای شهزاده !

......................................

......................................

 

بی درد ها !

هوای بارونی و کوجه ی آب گرفته !

آروم میخندید !

با دوربین موبایلش از دختر فیلم برداری میکرد !

یهو دختر میفته توی یه چاله ....

صدای خنده ها ــ ی بی درد ــ که بلند میشه تازه میفهمی چند نفر شاهد این صحنه هستند و زحمت کمک به این مردم گرفتار رو به خودشون نمیدن !

.....................................................

بالاترین حس همدردی !

ماشین های در حال ویراژ دادن تو یه جاده ی حنگلی هستن

یهو یه وانت نیسان رو میبینی که رانندش نمیتونه ماشین رو کنترل کنه و میفته روی چند نفر از مردم

و صدای فیلم بردار رو میشنوی  که با خوشحالی ــ بی درد ــ  میگه :

یه فیلمی گرفتم که ..... !!!!

 

................................................

 

چه بسیار از این دست فیلمها که ما هم بعد از مدت ها میبینیم و گاهی هم بلند بلند میخندیم

بله

من و تو هم ...

نه درد دین داریم

نه درد میهن ...

حتی درد انسانیت از دست رفته را حس نمیکنیم !

وقتی که درد را حس نکنیم ، پی درمانش هم نیستیم !

..........................................

پ.ن : باور کنیم که درد ظهور اگر داشتیم ، اینهمه فرج به درازا نمیکشید !

پ.ن : ما  تو بلاگفا هم  غریبیم !

تازه یه سال شده ! نمیدونم این چه جور لجبازی کوریه !

 

چه حال غریبی ست برادر !

 

میلاد سه گنجینه ! سه شب !

 

بــاریـد ز رحـمـت دُر و لـعـل و الـمـاس

خواند ام بنین از پس هر سوره ی ناس

ســجّاد ولـیـعـهـد و هـمـی تا دم مرگ

سردار حـسیـن اسـت و علمدار عباس

 

غروب جمعه ای دیگر !

 

کــی شــود دید کـه از غـار حــرا می آیی ؟

بهر ترمـیــم دل ــ این زخم سرا ــ می آیی ؟

همه در عیش! غمی نیست! غروب جمعه ست

هیـچـکـس مـنـتـظـرت نیسـت چرا می آیی؟

 

مَــه ِ  ماه *

چراغان شده شهر و

 همه جا جشن و سرور است

به سر نغمه و شور است

حسینیه ی دل وادی طور است

کبوتر شده این دل

ز شادی و طرب بال در آورده  و بی تاب

که میلاد غریب است

و میلاد علمدار نجیبش

و مولود ِ  ولیعهد ِ شهنشاه

یکی نیست ولی تا که بگوید

چه هنگامه و کی  وقت ظهور است ؟

من اما 

دلم دست خودم نیست

پرنده شده انگار 

دو تا بال

من ِ کال

که پرواز ندانسته

بر این برج بلندم

دلم دلهره دارم

دلم دل به دلش نیست

رُخم را وزش باد نوازش ...

نه نوازش

چنان باد وزان است ...

 هر آگاه نگاهش نگران است

نه طوفان عجیبی ست

که هرکس که دلش  با دگران است

اگر چه سری از بین سران است

اگر عشق نداند

ثمنش : مفت ! ... گران است

منم هم ....

بدون غم  ِ قیمت

پس از سیل بلایا

بعنوان غرامت

همین خواهش دل بود

خدایا نشود یار بگوید

تو مال دگرانی

و دیدار من و تو به  قیامت

منم  بی کس و کارم

 یتیمم

لباسم شده خاکی

دلم رو به هلاکی

که از غم شده حاکی

در خانه ی دلبر

نمیخواست پلاکی

منم منتظر یار

و چشمی که همیشه

 به هوای رخ دلدار

سر کوچه و بازار

گرفتار

به یکباره پر از اشک شد و

مشک شد و

بر دو جهان رشک شد و

بارش رگبار

ولیکن

ولیکن دو سه سالیست

دلم قحطی یار است

فراغت زده از فُــرقـَت یار است

پی ِ کشف  نگار است

 کسی نیست

نشانی بدهد

کی  و چگونه ؟

دلم خانه به دوش است

بم اش غرق  خروش است

چنان  دیگ  به جوش است

کسی نیست بپرسد

ز نشانش

بخواند سخنانش

و از درد نهانش

همان زخمه

که ما ساز نمودیم به جانش

در این ده خبری نیست

کسی نیست

تو گویی که غمی نیست

نفس مُرده ، دمی نیست

وجود و عدمی نیست

دلم زار و گرفتار

هنوز از تو نگقته

همه جا داد و هوار است

مَــه ِ  ماه *

رسیده

همه تبریک !

بیا یوسف ِ یوسف

بیا منتظرت مانده نگاهم

 دلم دست خودم نیست

پرنده شده انگار

بیا یــــار

بیا یــــــار

..............................

 

پ.ن : اگه گذاشتن کارمو برسم

ناقصه

 

اگه نجنبم بازم یخ میکنه  !

 

حجاب زورکی !!!

 

 

حجاب آخوندی و صفوی !

آیا حجاب دستپخت آخوند جماعته ؟ یا مولود سلسله ی صفویه ؟

برای پاسخ به این سؤال بهتره من چیزی نگم و توجهتون رو به این گفته های  ویل دورانت جلب کنم  :

* نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران  را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست

*  در نقشهايي كه از ايران باستان برجاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود  اين نقشها نشان مي دهد كه زنان داراي حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.      

* پس از داريوش مقام زن مخصوصاً در طبقه ي ثروتمند تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند اما در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت و اين امر مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رفت . زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان صحبت كنند .

 

 

خواستین سند های دیگه ای هم فراوون دارم ....

 

اگه اینطوره ، چرا بعد از انقلاب روسری با تو سری شد ؟  

اول اینکه باید گفت ، بعد از انقلاب خیلی ها از درون دچار دگرگونی شده بودند و احساس میکردن باید از نظر معنوی و روحی هم انقلابی داشته باشند و نمونه اش تو اقوام و خویشان بعضی از خودمون کم نیست.

 

 

متاسفانه سه گروه هم با برخورد های تند و احساسی به این حیطه وارد شدن :

گروه اول : کهنه مذهبی هایی که میخواستن ( حالا که انقلاب شده ) یه شبه همه رو مسلمون کنن !

گروه دوم : نو مذهبی هایی که میخواستن با اینجور کارهای تند و بی مغز خطاهای گذشته شون رو پاک کنن !

گروه سوم : سمپاتی های این دو گروه 

 دیگه از معرفی این  سه گروه ، کاملا نتیجه هم پیداست !

از طرف مقابل هم عده ای مثلا روشنفکر با دلایل خیلی ضعیف شروع به تخریب ماجرای حجاب کردن و کلا از ریشه به این موضوع حمله کردن  که باعث شد فریاد های و اعتراض های دلسوزان اسلام و ایران هم در جلوگیری از خشونت حمل بر عقده و مخالفت با انقلاب شود و بالطبع به جایی نرسید !

 .............................

 

اما چیزی که مطرحه اینه که حجاب زورکی تو اسلام هم جایگاهی نداره ،  مگه اینکه موجب جرم اجتماعی باشه !

جالب اینجاست که عده ای با شعار مبارزه با بد حجابی وارد صحنه میشن !

از دولت آقای موسوی گرفته تا آقای هاشمی و حتی خاتمی اینجور گشت های افراطی بر قرار بود و تو این دولت همچنین !

اما انصافا معنی این طرح چیه ؟

هدف از اجرای این طرح ها چیه ؟

این طرح ها تا حالا چه نتیجه ای داده ( اگه چشممون رو به این مطلب ببندیم که نتیجه ی عکس هم داره ) ؟

این سؤالاتی ست که جوابشو همه میدونیم ، حتی مجریان طرح !

اما نکته ی جالب تر اینکه ، نه تو دین ( اعم از آیات قرآن و روایات ) و نه تو گفتار رهبران دینی انقلاب از حضرت امام گرفته تا مقام رهبری کسی به این امر ( حجاب زورکی ) نه تنها صحه نگذاشته ، بلکه راهکار داده اند!

شما بیبنید تو ماجرای ۹ دی  یا ۲۲ بهمن حضور چه کسانی بیشتر نمود داره ؟

صدا و سیما بیشتر چه افراد و با چه ظاهری رو نشون میده ؟

علتش واضحه ! اینکه دشمن بدونه که پشت نظام اسلامی ، یه قشر و گروه حاص با یه تیپ خاص نیستند !

اثن انقلاب متعلق به همه ی ملت ایرانه ! و ملت هم اینو حس میکنن که با سلیقه های متفاوت پای اون می ایستن !

دوستان باور کنیم خطر بی حجابی ، مجازی بیش نیست از خطری که حسش میکنیم و نمیشناسیمش !

مقایسه طرح مبارزه با بد حجابی و مبارزه با مواد مخدر

انصاف بدهیم ، برای مبارزه با مواد مخدر ، چند تا کلیپ و فیلم ساخته شده ؟

وجدانا ، چند تا کتاب و همایش کاربردی وارد شده ؟

با وجود تعداد زیادی سازمان مردم نهاد در مبارزه با مواد مخدر چند سازمان مردم نهاد در اشاعه ی فرهنگ حجاب  تلاش مؤثر دارن ؟

مقایسه طرح حجاب با بقیه ی طرح ها :

واسه شروع جریمه ی یه خلاف راهنمایی و رانندگی ، ماهها برنامه ریزی میشه !

مرحله اول رفع اشکال در کسی ، شناسوندن اشکال به طرف مقابله ! 

اگه طرف مقابل قایل به اشتباه بودن کارش نباشه ، شما هرچی برخورد قهری انجام بدین نتیحه عکس میده  ، طبق قانون نیوتن : هر عملی ، عکس العملی داره

بهتره واقع بین باشیم

واسه یه کمربند ایمنی ، قبل از جریمه کردن

۱. ماهها سریال داداش سیا رو پخش میکنیم !

۲. فیلم و تذکر و داستان در فواید اون تهیه میکنیم !

۳. فیلم و داستان از عواقب رعایت نکردن این قانون ارایه میکنیم ! ( حتی مغز پاشیده روی شیشه ی ماشین رو نشون میدیم !!!!! )!

۴. بعد تازه میفهمونیم برای جلو گیری از همه ی اینها بخاطر خود مردم جریمه در نظر میگیریم !

و در آخر آقایون باز هم کسی رو بخاطر نبستن کمربند نمیزنن !!!!!!!!!

 بیایم منصفانه نگاه کنیم که :

کجای اسلام برای بد حجابی ِ صِرف حد تعیین شده ؟

کجای اسلام به کسی حق داده شده  با گناه ، گناهی رو تذکر بده ؟

کجای اسلام گفته امر به معروف رو بدون تشریح اون معروف انجام بدیم ؟

انصافا تو این سی سال چند تا کار فرهنگی مؤثر برای روشن شدن افکار عمومی انجام شده ؟

چند تا اثر هنری فاخر راجع به حجاب ساخته شده ؟

جند تا کتاب تربیتی راهکار اریه کرده ؟

 

 

هنجار اجتماعی :

وقتی سینمای ایران ستاره هاش مانکن بد حجابی هستن ، تبدیل به هنجار میشه ، اونوقت  از مردم چه انتظاری دارین ؟

وقتی تو جشنواره ها و مناسبات مختلف ، جایزه بگیرها همه پیشتازن ، تبدیل به هنجار میشه ، از مردم چه گله ای می مونه ؟

عیب از مسلمانی ماست دوستان !

به نظر یکی مثل من که تو بطن جامعه زندگی میکنم ، جوون های امروز از جوون های قبل معتقد ترند !

 جوون های قدیم تعالیم پرورشی خانوادگیشون بیشتر از جوون های امروز بود !

امروز آسیب ها بیشتره و محافظها کمتر از گذشته !

 به نظر حقیر اگه حجاب رو درست و منطقی برای مردم خصوصا جوونها تعریف کنیم ، مطمین باشیم ، خود این مردم و جوون ها از ما جلو تر خواهند بود.

 

پرانتز باز (

ایران : بکش جلو

 

 

ترکیه : بکش عقب 

 

ترکیه : ما حجاب میخوایم !

 

ایران : عمو زنجیر باف ! چرا حجاب زوریه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

                                                                                                                )پرانتز بسته

  و سخنی با دوستانی که به ضرورت حجاب کمتر اهمیت میدن :

حجاب رو پوشش معنی میکنن !

حجاب ساتر و پوشاننده ست !

حالا گاهی این پوشش زشتی ها رو می پوشونه و گاهی زیبایی ها رو ...

حالا زشتی ها رو که معلومه چرا میپوشنن و ازش میگذریم ...

اما سوالی که مطرح میشه اینه :

     مگه خدا زیبا نیست و زیبایی ها رو دوست نداره ؟ 

     چرا اینجا دستور میده که زیبایی ها رو بپوششنیم ؟ ( و لایبدین زینتهن  )

شما یه نگاه ساده به یه جواهری بندازین !

یه سری طرح های جدید رو که اتفاقا خیلی هم زیبا و مد هستن تو ویترینه ! ( برای جلب مشتری )

اما یه جواهرفروش حرفه ای ، هیج وقت ــ دقت کنید  هیج وقت ــ بهترین جواهراتشو تو ویترین نمیذاره !

بهترین ها همیشه از ویترین دورند !

توی امن ترین جا پنهانشون میکنن !

تا از جواهر فروش نخوای ، بهت نشونش نمیده !

و البته اینو هم بدون که حتما اول از ظاهرت در مورد تو قضاوت میکنه ببینه ،اصلا  توان خریدشو داری یا نه !

جالبه ؟

فکر میکنین گوهر درونی یه انسان چند می ارزه ؟

فکر میکنین معصومیت و عفت یک زن کمتر از جواهرات نابه ؟

 

 ...............................

 

پ.ن :  اینا رو نگفتم که اونایی که حجاب دارن سست بشن ، راهو باید شناخت !

          اگه سؤال و ایرادی هست در خدمتم !

          

منتظر باشین

 

سند دیگری بر تقلب در این رژیم و دولت مردم فریب!!

 

امشب جام جهانی با پیروزی تیمی که استخقاقش را داشت به پایان رسید !

بنده هم از طرف خودم به همه ی ایرانی ها نخ سوزن علی دایی تبریک میگم !

بگذریم ....

اختاپوس پیشگو را که میشناسید ؟

او سال گذشته  قبل از انتحابات پیش بینی کرده بود که چه کسی رییس جمهور واقعی خواهد بود !  

 

 

 

مطلب آینده :

                    بحث ِ جنجالی ِ حجاب ِ زورکی !

از انواع ححاب آخوندی ! صفوی ! اسلامی ! انقلابی ! بین المللی !!!

 

این مطلب رو با دقت و حوصله ، تا آخر بخون !  ( سرانه ی مطالعه که یادته  )

 

اقراء! بخوان! دوباره بخوان روز بعثت است !

 

 

آهای  ! آن کسی که آرزوی مکه و مدینه اش را داری ....

آهای  ! آن کسی که میخواهی در غار حرایش دو رکعتی نماز بگزاری ....

آهای  ! آن کسی که از خدا ــ بخاطر عدم توفیق در لقای کویش ــ طلبکاری ....

به کجا چنین شتابان ؟

 

 

خودش می گفت :

" اني بعثت  لاتم مكارم الاخلاق "

مکارم الاخلاق، ص 8

 فتح الباری، ج 6، ص 419

و خدایش چنین گفت :

" انک لعلی خلق عظیم "

سوره مبارکه قلم آیه ی ۴

 

" و لقد کان لکم رسول الله اسوه حسنه " 

 سوره مبارکه احزاب آیه ی  ۲۷ 

 

از این آیات و روایات چه میدانی : ؟

 

علت نشر و  بقای اسلام چیست ؟ :

" فبما رحمة من الله  لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک "

آل عمران ۱۵۹

رحمة للعالمین و مهربانتر از مادر را میشناسی ؟  :

" لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رءوف رحیم "

توبه ۱۲۸

"طه! ما انزلنا علیک القرآن لتشقی"

طه ۱و ۲

 

چرا پیامبر برای امتش زود باور بود ؟ : ( در جوا ب طعنه های دوستان گاهی اینو میخونم )

"ومنهم الذین یؤذون النبی ویقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یؤمن بالله ویؤمن للمؤمنین ورحمة للذین آمنوا منکم والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم"

توبه ۶۱

می دانی برای هدایت ما حاضر بود چه بهایی بپردازد ؟ :

" فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسف "

کهف ۶

 

واقعا معنای " مردی از جنس مردم " از کجا بیشتر به چشم آمد ؟ :

" انما انا بشر مثلکم "

"لقد جاءکم رسول من انفسکم"

 

صبر یعنی چه ؟:

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

 " ان اشد الناس بلاء الانبیاء "

الکافی، ج 2، ص 252

" ما اوذی نبی مثل ما اوذیت"

 کشف الغمه، ج 2، ص 537

مردی عدالت خواه :

 

" وامرت لاعدل بینکم " 

شوری ۱۵

بی نظیر ترین شکل عدالت ؟ :

 امام صادق علیه السلام می فرماید:

  " کان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه فینظر الی ذا وینظر الی ذا بالسویة "

بحارالانوار، ج 16، ص 260

 الکافی، ج 2، ص 671

میدانی نظرش در مورد عدالت و مساوات بین مردم  چیست ؟

 

" ان الناس من عهد آدم الی یومنا هذا مثل اسنان المشط، لا فضل للعربی علی العجمی ولا للاحمر علی الاسود الا بالتقوی "

مستدرک الوسایل

 

مردی که دروغ نگفت و در امانت خیانت نکرد  و حرفی نزد جز از جانب خدا  : 

 

" وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی "

نجم ۶و ۷

" ما کذب الفؤاد ما رای"

نجم۱۱

 

 

 

تا حالا از خودت پرسیدی که چه اخلاق و صفاتی باعث شده که پیامبر خاتم اینگونه ستایش شود ؟

ای مدعی مسلمانی !

از او چه میدانی ؟

جورج جورداق مسیحی را یادت رفته ؟

شبلی شمیل  را میشناسی ؟

اشعار این دانشمند مسیحی را در وصف رسول خدا خوانده ای ؟

 نباید گفت خاک بر سر ما مثلا مسلمانانی که مسیحیان و کفار از پیامبرش بیشتر بدانند !؟

انصافا تا کنون چند کتاب و مقاله از او خوانده ای ؟

 

 

از همین امروز تصمیم بگیر و از او بیشتر بخوان !

تو هم بخوان !

از شب پیچیدن نوای الهی " اقراء " !

از همین حالا که این مجیز را میخوانی ....

ای مسلمان :

تو هم بخوان !

  

اقراء !

بگذار من و تو هم بعثتی داشته باشیم !

و در آخر این آیه  تقدیم به آنان که اسلام را دین تساهل و تسامح میدانند  :

 

" محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ... "

 

تو این ایام پایانی رجب صلوات فراموش نشه

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

...................................................

 

پ.ن ۱: با اینکه  اکثر منابع دقیق یادم نبود و به زحمت پیدا کردم  ( و البته برای خودم نوشتن معنی راحت تر بود )  اما همه ی این عبارات رو بدون ترجمه نوشتم ، که بلکه از سر نیاز برین از منبعش معنی و تفسیرش رو بخونین !

آقا جون مادرت بخون !

خانم بخون !

جنگ نرم جنگ اهل مطالعه است ، نه مدعی های فراری از مطالعه !

 اگه نخونی آخر عاقبتت میشه مثل برادر زن هاشمی رفسنجانی ( حسين مرعشي، سخنگو و قائم  مقام حزب كارگزاران سازندگي که از وقتی رفته زندان ، خونوادش بیشتر میبیننش ! ) که بعد از ۳۰ سال انقلاب گفت :

ما به عنوان حزب كارگزاران با برداشتي كه از دين، مكتب و تجربه بشري داريم به اين نتيجه رسيديم كه اسلام با مشي ليبراليسم سازگاري دارد تا با مشي دولت سالار و سوسياليستي.
....  ما قائل به اينكه اسلام نظام اقتصادي دارد نيستيم . اسلام دين هدايت است؛ همانطور كه نظام مهندسي ندارد نظام اقتصادي هم ندارد.
روزنامه خراسان؛ دوشنبه 1386/4/25؛ صفحه آخر.

پ.ن۲:  راستی یکی نیست حالی از سروش ( که معتقده : خاتمیت وجود نداره ) بپرسه ؟ این ایام مبعث در چه حالیه ؟

 

پیامک از دیار فانی

 

علت  این هجر  .... گناه من است !

 

 

 

بخت جـوانـم بی ظـهـورت پیـر خواهد ماند

محبوس در سر پنجه ی تقدیر خواهد ماند

اینجـا همه نامحرمند از مــرد و زنـهـایــش

این بغض غـمـها در گلویم گیر خواهد ماند

روز وصالت روشـنـای چشـمـهای ماست

این شـام هجران تار مثل قیر خواهد ماند

مانده ست"جاء الحق " به دیوار اطاقم قاب

این آیه  بی تو باز بی تفـسـیـر خواهد ماند

رویاست اینکه هستم و تو نیستی انگار؟

این خواب آشـفـته بلا تعبیر خواهد ماند ؟

ای باغ چـشـمـت دلگشا ! یار سـفر کرده

عـصـر تمام جمعه هـا دلـگـیـر خواهد ماند

 

 

.........................

پ.ن : امروز به به دوستان اهل فضل بعنوان پیامک ارسال کردم ، خواستند که دوستان وبلاگ هم محروم نباشند ، اطاعت امر کردم

تسلیت ای خواهر سلطان طوس  !

 

 تسلیت ....

یا حضرت شمس الشموس !

 

 

شب و زندان و اشک بی امانش 

هلاهل رعشه افکنده به جانش

پُــر از انـدوه و آه ناتـمــام اســت

گـُـل بـغـض است باغ داسـتـانش

میــان دسـتهای خـشـک زنـجـیـر

بهم چسبیده  جلد و استخوانش

شکنجه ، طعنه و مطموره* کم بود

نموده زهر هم حمله به جـانــش

دمــــادم یــاد داغ کـربـلا هـــست

دم مرگ است و خشکیده زبانش

زبـــــانِ روزه و افـــطار بــا زهـــر

 گرفـت از او همه تـاب وتـوانــش

به زحـمـت چشـمها را بــاز دارد

که تا کی آید از ره هـمـزبـانــش

ز یثرب آمده محزون ، سیه پوش

به بالیــن پــدر ، پــور ِ جـوانـــش

پیاپــی گــــرم تهلیل است آرام

به سختی باز میگردد دهــانش

بپرس از میله های ســرد زندان

چه گـویـد مـیـزبـان بـا میهمانش

عدو پنداشت بعد از مرگ، محو است

ولـــی بـاقـیسـت نـام جـاودانـش

چه مـانـد از کاخـهای دشمنانش

نِــگــــر بـر بـارگــاه و آســــــتانش

به دنیــا و به مـحـشــــر سرفرازند

یقین عشاق و خیل  دوســتانش

پَـــر ِ مُــــــژگــان او باب الحــوایـــج

و مستشفاست چشم مهربانش

شبان دشت غربت ! راه گم نیست

بگیر از حـضـرت کـاظــــم نشـانــش

 .....................................................................

 

چقدر عاشقیم ؟

 

چقدر حرف گوش کن ؟

 

قالَ الکاظم علیه السلام :

 ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ افْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ افْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجاهِلِ.1

چیزى برتر از عقل ، بین بندگان توزیع نشده است ، حتی خواب عاقل - هوشمند - هم  از شب زنده دارى جاهل بى خرد بهتر است .

(تحف العقول : ص 213، بحارالا نوار: ج 1، ص 154 )

یک نکته :

فکر نمی کنی همه ی مشکلات از بی عقلی انسان حاصل نمیشه ؟

به خودمون یه نگاه بندازیم بد نیست !

خدا استادمون آقای  واعظ جوادی آملی ( حفظه الله )  رو حفظ کنه ، همیشه این مثال ساده رو هدفمند  تکرار میکردن که :

                                         عقل یار خوشه !

 

 الهی به حق موسی بن جعفر باب الحوایج اهدنا الصراط المستقیم

 

علی های مجلس هشتمی که لیاقت این نام را ندارند !

 

طرح های مجلس :

برادر زن ها و  دامادهای وفادار !

 

هنوز ۲ هفته از ماجرای اون  برادر زن و داماد در مجلس نگذشته که توی ۱۳ تیر۸۹  این سناریوی تکراری دوباره با کمی تغییر اجرا شد !

از علی عباسپور  ( برادر زنی که به خاطر داماد محبوبش آن طح را به مجلس برد ) که بگذریم ، به علی لاریجانی میرسیم که (  بعنوان داماد نمونه ) حق وفاداری را به علی مطهری  ( برادر زن همین لاریجانی ) ادا کند ، آنهم به قیمت وقت مجلس !

همه دیدیم وقتی زور آقای جاسبی به شورای عالی انقلاب فرهنگی نرسید ، برادر زن فداکار وارد میدون شد !

و حالا  وقتی مدت سواری میراث خوار  استاد شهید مطهری ( طبق قانون )  به پایان  رسید بازهم مجلس دست به کار شد !

اصل این ماجرا چیست ؟

هیچی !

یه موضوع ناقابل !

طبق ماده 12 قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348  ، که باری همه ی مردم اجرا می شد ، سقف انتشار انحصاری آثار هر شخص پس از فوت برای وراث ،  ۳۰ سال تعیین شده و پس از پایان از این انحصار خارج می شود !

اما علی مطهری پس از ۳۰ سال به این علت طرح مذکور را به مجلس ارائه کرده بود که بر اساس قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان، حق انتشار انحصاری آثار افراد تا 30 سال پس از درگذشتشان به وراث می‌رسد که با توجه به پایان این مهلت، انحصار این آثار از دست علی مطهری و انتشارات صدرا خارج می‌شد !

 

 

نکته : 

       حالا اینهمه سال این قانون داشت اجرا میشد ، تا به علی مطهری رسید آسمون طپید ( واسه ملت ) !!!!!!

پس این " بزرگ زاده ی کوچک "  خواستار استثنا شدن آثار پدرش از این قانون شده بود !

 

اما در مجلس چه گذشت ؟

 

پله ی اول :

 علی مطهری این طرح رو با قید یک فوریت به مجلس ارایه کرد !

خب تصمیم بر این شد که این حق ۳۰ ساله بشه ۵۰ ساله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟  با کسب اکثریت آرا !

یعنی با تبصره کردن ۵۰ سال  در ماده ی ۶ ..... و با اکثریت آرا تصویب شد !

پله ی دوم :

 آقای حسینی  دولت آبادی  عضو کمیسیون فرهنگی در قالب اخطار اصل 4 قانون اساسی با تعیین زمان برای حق مولف مخالفت کرد.

و گفت : به موجب اصل 4 قانون اساسی كلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی‏، جزایی‏، مالی‏، اقتصادی‏، اداری‏، فرهنگی‏، نظامی‏، سیاسی‏ و غیر اینها باید براساس‏ موازین‏ اسلامی‏ باشد.

و اینطور  ادامه داد: آیا در این طرح حق تالیف را از نظر قوانین اسلامی رعایت کرده‌ایم اگر قائلیم چرا مدت 50 سال آورده شده است، اگر قایل نیستیم پس چرا 30 سال آورده چرا که این تعیین هم دارای مشکل دارد. اگر موضوع را شرعی بدانیم نمی‌توانیم برای حق مولف حد قایل شویم.

و حالا اردشیر وارد میشود :

 

 

علی لاریجانی" رئیس مجلس شورای اسلامی اخطار قانون اساسی این نماینده را وارد دانست و گفت:

"‌اگر حق تأليف جزء حقوق مسلم مؤلف باشد، طبق فرمايشات مقام معظم رهبري و امام خميني (ره) اين حق را شرعي بدانيم نمي‌توان براي آن حد گذاشت. 

موضوع 30 سال مربوط به قبل از انقلاب بوده است، بنابراین تعیین سقف با نظر شرعی مغایرت دارد."

پرانتز باز

یکی نیست به این آقای صاحب نظر در همه ی ی علوم بگوید :فرمایشات کدام امام ؟؟

  امام  قایل به این موضوع نبودند ! *

البته مؤسسه ی تحریف و خذف آثار امام هم بی تقصیر نیست !

اما مطلب دوم اینکه گیریم که به قول این رییس همه چیز دان :موضوع 30 سال مربوط به قبل از انقلاب بوده است، میشه آقای داماد بقرمایند که تاریخ شهادت استاد شهید از یادشون رفته ؟

بله ! شب ۱۲ اردیبهشت سال ۵۸  !!!!

یعنی ۳ ماه بعد از ورود امام و یک ماه بعد از انتخاب جمهوری اسلامی بوسیله ی مردم .... که کاملا واضحه استاد شهید فرصت طرح مبانی جدید داشتند !

یعنی کمتر از  ۳ ماه از عمر پر برکت این عالم عامل بعد از انقلاب بوده !

یعنی آثار شهید مطهری هم برمیگرده به قبل از انقلاب !

 

پرانتز بسته

 

و پله ی آخر :  با موافقت نمایندگان با این اخطار، قید 50 سال از قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 حذف شد.

 

مخالفت آیت الله مهدوی کنی با مصوبه مجلس

غلامرضا مصباحی مقدم عضو جامعه روحانیت مبارز نیز به مخالفت با این حق انحصاری برای آثار شهید مطهری پرداخت و گفت: چرا باید مانع از استفاده بیشتر از آثار شهید مطهری شد؟

وی با تاکید بر اینکه نباید انتشار عمومی آثار شهید مطهری استثنا شود، ادامه داد: انتشار آثار علما را نباید انحصاری کرد.

مصباحی مقدم در ادامه به موضع دبیرکل جامعه روحانیت در این باره اشاره کرد و گفت: حضرت آیت‌الله مهدوی کنی هم مخالفتشان را با این موضوع اعلام کرده و به بنده پیغام دادند که با انحصار آثار شهید مطهری در اختیار افراد یا برخی نهادها مخالفند.مجلس اخطار قانون اساسي براي محدوديت استفاده از حقوق مادي مؤلفان را وارد دانست
با تصویب این قانون، انحصار آثار شهید مطهری در حالی در اختیار علی مطهری قرار می گیرد که انتقادات جدی به مدیریت انتشار آثار این استاد شهید در میان فعالین فرهنگی و مروجین اندیشه های استاد شهید وجود دارد. چنانکه با گذشت نزدیک به سی سال از شهادت استاد مطهری، برخی از سخنرانی های این استاد که علی مطهری متولی انتشار آنها بوده است هنوز به کتاب تبدیل نشده اند.

این مصوبه که به دلیل استثنا طلبی مطهری در انتشار آثار پدرش به مجلس آورده شده است، عوارض جدی و زیانباری به بازار نشر خواهد زد، چنانکه بر اساس این مصوبه، حقوق معنوی انتشار آثاری چون دیوان حافظ، سعدی، شاهنامه، مفاتیح الجنان و کتاب های پر طرفداری از این دست به دلیل فقدان وارث پدیدآورندگان اثر در اختیار وزارت ارشاد قرار خواهد گرفت که این به معنای ورشکستگی بخش اعظمی از موسسات انتشاراتی فعال در عرصه نشر است.

...........................

بر اساس مصوبه مجلس حقوق مادي پديد آورنده موضوع اين قانون به موجب وصايت يا وراثت منتقل مي‌شود و اگر وارثي وجود نداشته باشد يا در اثر وصايت به كسي منتقل نشده باشد به منظور استفاده عمومي در اختيار حاكم اسلامي و يا ولي فقيه قرار خواهد گرفت.

 ................. بله

این بود شرح ماجرای جدید و  شیرین دل و قلوه دادن برادر زن  و داماد در  این مجلس !!!

 

 

و اما شباهت ها :

۱. هر دو در هنگام گرفتاری به یاری عزیزشان شتافتند !

۲. دقیقا در زمان اجرای قانون ( برای فرار شخص با مجموعه ی خاص از قانون )  این طرح ها به رأِ گذاشته شد !

۳.  هر دو قانون با قید یک فوریت مطرح شد !!

۴. علی لاریجانی استدلال های زیبا و جدیدی از خودش در کرد !

۵. در هردو طرح  مردم فراموش شده اند !

 

تفاوت ها :

۱. جای فدارکای برادر زن و داماد عوض شده !

۲. پشت ماجرای ۳۰ تیر ، یک مجموعه ی بزرگ بود و پشت این ماجرا یک عدد آدم ( شاید هم دو یا سه نفر شامل اون مطهری و آقای داماد ) 

۳.

 

مزایای اینگونه طرح ها :

۱. به چشم اومدن این قانون زیبا که : " همه در برابر قانون برابرند ، منتها بعضی ها برابر ترند " !

۲. شاد بودن دل آقا زاده ها از لندن تا تهران !

۳. پرورش حس همکاری در مجلس ( هوامو داشته باش ، تا منم هواتو داشته باشم) ! یه جورایی همون تشریک مساعی !

۴. بر زمین ماندن ( در نوبت ماندن ) مشکلات مردم که باید در مجلس مطرح شود ! آنهم بی فوریت !!

۵. تبدیل شدن مجلس به دیکتاتوری سایه !

و اینم مجلس و رییسش و ....

 

..........................................

*      شرط طرح یک فوریت در بررسی طرح ها و لوایح  :

يك فوريت؛ نياز فورى جامعه و اولويت طرح و يا لايحه مورد نظر نسبت به ساير موارد مطروحه.

 ( ماده ی ۱۶۰ آیین نامه ی داخلی مجلس )

به نظر شما واقعا این دو طرح شامل این شرایط میشدند ، که نمایندگان به آن رأی دادند ؟

 

**    فتواي امام خميني در تحرير الوسيله :

آنچه كه معروف به حق تأليف شده است حق شرعي به حساب نمي آيد ونفي سلطه مردم بر اموالشان در اينجا خريداران كتاب بدون اينكه عقدي و شرطي در ميان باشد جايز نيست بنابراين چاپ كتاب ونوشتن جمله حق چاپ و تقليد محفوظ است في نفسه حقي ايجاد نمي كند و دلالت برالتزام ديگران نمي نمايد . بنابراين ديگران مي توانند آن را چاپ نموده واز آن تقليد كنند و هيچ كس نمي تواند مانع آنها در اين كار شود . در توجيح اين نظر به شارع تحرير الوسيله آورده كه عقلاء بر اين امر اتفاق نظر ندارند كه به مجرد چاپ كتاب براي صاحب چاپخانه حقي ايجاد گردد . همچنين توافق عقلاء بر منع تقليد قطعيت پيدا نكرده چرا كه طبيعت مردم در بهره گرفتن وتقليد در همه امور و اعمال و اختراعات وحرفه ها استوار است وعقلاء تقليد را در امور صنعتي و ساختن شيء از روي نمونه نفي نمي كنند وچاپ كتاب نيز از جريان اين سيره ي عقلاء خارج نيست.

البته اگر چه موضع امام نسبت به حق مادي پديدآورنده موضعي منفي است ولي در مورد حق معنوي مؤلف در استعلامي كه از ايشان به عمل آمده تحريف كتاب واستفاده آن به مؤلف را جايز نمي داند :

با توجه به مراتب فوق اگر چه فقهاي معاصر در خصوص مشروعيت حق مالكيت فكري و لزوم حمايت از آن اتفاق نظر ندارند ولي امروزه باتوجه به شرايطي كه ايجاد شده مراجع قانون گذاري همچنين شوراي نگهبان بر مشروعيت حق مالكيت معنوي و لزوم حمايت از آن وهمچنين نقش اين حقوق در توسعه صحه گذاشته اند به طوري كه شوراي نگهبان در سالهاي اخير والحاق ايران به كنوانسيون هاي بين المللي را كه مربوط به حقوق مالكيت معنوي مي باشد را مورد تأييد قرار داده است .

 

***    واقعا آدم در میمونه که چی بگه به این مجلس ؟

خودم هم خسته شدم بس که سیاسی نوشتم !

خودم هم خسته شدم بس که از این مجلس نوشتم !

سران فتنه ی پارسال که مردن ! سران فتنه ی امروز  رو باید تو همین مجلس پیدا کرد ! 

 

قیاس مع الفارغ ( نه فارق ) !!!

 

اون که اون بود ، این شد !

وای به حال این ، که می خواد چی بشه !!!!

 

 

زمان آغاز ماجرا  : 29 خرداد 79  نخستین روزهای آغاز به کار مجلس ششم  ( تنها دو سه هفته‌ای از آغاز به کار مجلس ششم می‌گذرد )

موضوع : طرحی با عنوان اصلاح قانون مطبوعات با قید یک فوریت در دستور کار مجلس 

پیشنهاد دهنده ی طرح : محمدرضا خاتمی،

این  مرد اول فراکسیون اکثریت (مشارکت) مجلس آن را مهم‌ترین "مسئله سیاسی " آنها میخواند

 و با همین نگاه در طرح خود جرایم سیاسی و مطبوعاتی را با هم آمیخته و به جای اصلاح، درصدد تغییر قانون مطبوعات برآمدند. 

سابقه ی طرح :

طرحی را با نام اصلاح قانون مطبوعات با قید یک فوریت به مجلس آوردند؛ طرحی که در واقع در مقام نقض اصلاحیه دیگری برمی‌آمد که سه ماه پیش از آن در مجلس پنجم به تصویب رسیده و به تازگی از سوی سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور وقت برای اجرا، ابلاغ شده بود.

 

 

مرحوم احمد بورقانی فراهانی، از چهره‌های مطبوعاتی فراکسیون مشارکت در مجلس که برای دفاع از یک فوریت این طرح پشت تریبون مجلس ایستاده بود، سخنان خود را با این شعر آغاز کرد: "به صفای دل رندان صبوحی زدگان/ بس در بسته که به مفتاح دعا بگشایند " تا شاید راهی به باز انتشار مطبوعاتی یابد که در نطق خود از آنها چنین یاد کرد: "از توقیف 18 روزنامه و هفته‌نامه که در مجموع تیراژی بیش از یک میلیون نسخه در روز داشته‌اند " .

بورقانی گفت:
 اصلاحیه اردیبهشت 79 قانون مطبوعات فعالیت مطبوعاتی را در کشور با بحران جدی روبه‌رو ساخته است که رفع برخی از موانع آن امری اجتناب‌ناپذیر شده است. در این جلسه هادی خامنه‌ای در حالی که از فوریت طرح اصلاح قانون مطبوعات دفاع می‌‌کرد اصلاحیه مصوب مجلس پنجم را اقدامی شتابزده ارزیابی می‌کرد؛ او هر چند دلیل روشنی بر شتابزده نبودن طرح همفکرانش که به تازگی وارد خانه ملت شده بودند نداشت اما در توجیه فوریت، آن را بازگشت به قانون مطبوعات مصوب سال 64 عنوان کرد.

ابهام : حالا چرا  فوریت ؟
مهمترین چالشی که طرح جناح اکثریت مجلس با آن مواجه شد ابهام درباره فوریت آن بود و به همین دلیل مخالفانی که در اردوگاه اقلیت‌ مجلس جای می‌گرفتند این نقص را متذکر شدند. از سوی دیگر اقدامی که نمایندگان تازه کار مجلس ششم بر فوریت آن اصرار می‌ورزیدند، قانون پیشین را که هنوز سه ماه از تصویب آن نگذشته بود در نطفه خفه می‌کرد.

 رضا عبداللهی در صحن مجلس این موضوع را متذکر شد و با استناد به ماده 133 آئین‌نامه داخلی مجلس گفت: اگر طرحی مورد تصویب مجلس یا کمیسیون‌های موضوع اصل 85 قانون اساسی واقع نشد، بدون تغییر اساسی تا 6 ماه دیگر نمی‌توان آن را مجدداً به مجلس پیشنهاد نمود مگر با تقاضای کتبی 50 نماینده و تصویب مجلس.

 مهدی کروبی رئیس مجلس ششم این تذکر را وارد ندانست و در نهایت فوریت طرح اصلاح قانون مطبوعات با رأی اکثریت مجلس به تصویب رسید. فوریت اصلاح قانون مطبوعات از سوی نمایندگان مجلس ششم اما در حالی تأیید می‌شد که مهدی کروبی، رئیس وقت مجلس در خاطراتی که چند سال بعد یعنی در دی ماه 86 از آن روزهای مجلس نقل می‌کرد به مخالفت مقام معظم رهبری از همان ابتدا با این طرح اشاره کرد.

 

 

کروبی در این‌باره گفت:

 ما هنوز هیچ کاری در مجلس نکرده بودیم، تازه وارد مجلس شده بودیم که دیدیم عده‌ای دارند امضا می‌گیرند، برای دو فوریت اصلاح قانون مطبوعات، شما به آئین‌نامه‌ داخلی مجلس نگاه کنید، معلوم می‌شود دو فوریت‌ها برای چی است. اخبار این ماجرا به مقام معظم رهبری می‌رسد، از دفترشان تماس می‌گیرند پیامی برای من و نفر دوم مجلس می‌آورند، پیام دوستانه بود، در آن این بود که شما می‌خواهید قانون مطبوعات را اصلاح کنید، خب! اجازه دهید یک مقدار مجلس جلو برود، کارهایش را آغاز کند، کمیسیون‌ها تشکیل شود، قانون مطبوعات قبلی عملی شود و نقایص آن مشخص شود، آن‌وقت تصمیم بگیرید.
از دفتر مقام معظم رهبری گفتند که آقا خواسته فعلاً طرح مطرح نشود، اما آقایان آمدند طرح را در مجلس مطرح کردند و فوریت آن مطرح و بررسی شد. 

بهزاد نبوی نائب رئیس‌ مجلس ششم ، در خرداد 83 زمانی که با استعفا و تحصن نمایندگان این دوره مجلس، حرکت تندروانه دیگری رقم می‌خورد بهزاد نبوی در نطق استعفای خود در صحن علنی مجلس ماجرا را این‌گونه روایت کرد:

پس از تشکیل مجلس ششم و طرح بحث اصلاح قانون مطبوعات به منظور جلوگیری از برخوردهای غیرقانونی با آنها، رهبری به آقای کروبی و بنده پیغام دادند: با توجه به این‌که قانون مطبوعات اخیراً و در اواخر دوره پنجم اصلاح شده و هنوز در عمل و اجرا مشکلات آن مشخص نشده است از نمایندگان بخواهید تا مشخص نشدن اشکالات آن، دست به تغییر قانون نزنند در غیر این‌صورت من این اقدام را سیاسی تلقی کرده و در مقابل آن خواهم ایستاد. فراکسیون جبهه دوم خرداد در اجرای نظر رهبری تنها به چند اصلاح کوچک و ضروری در قانون بسنده کرد ولی وقتی همین موارد نیز به جلسه علنی تقدیم شد، نامه معروف رهبری صادر و جلوی آنها گرفته شد. حسین نوش‌آبادی، نماینده ورامین در اعتراض به ادعاهای بهزاد نبوی، اخطار قانون اساسی به مجلس داد و گفت: من فکر می‌کنم که صحبت‌های جناب آقای نبوی، دلایل استعفای ایشان نبوده، بلکه ایشان دارند به بهانه استعفا با ولایت فقیه مخالفت می‌کنند. در واقع صحبت‌های ایشان، سوءاستفاده از تریبون مقدس مجلس برای مخدوش ساختن نظام ولایی است.

گرچه یک فوریت طرح یاد شده با استقبال اکثریت اهالی مجلس ششم مواجه شد اما آنها به یک فوریت هم بسنده نکردند و در اقدام شتابزده بعدی و پیش از آن‌که طرح آنها روال معمول یک فوریتی‌ها را در کمیسیون طی کند در جلسه 28 تیرماه 79 بار دیگر این موضوع را احیا کردند و با تقاضای بررسی خارج از نوبت این طرح بار دیگر سایه سیاست را بر تصمیمات تقنینی مجلس گستراندند. طراحان که می‌خواستند به هر طریقی طرح خود را پیش از پایان تعطیلات مجلس که از پایان تیر آغاز می‌شد و تا نیمه مرداد ادامه داشت به سرانجام برسانند در جلسه 28 تیرماه تقاضای تغییر دستور جهت رسیدگی به طرح یک فوریتی خود را در مجلس مطرح کردند. این تقاضا اما با ایرادات آئین‌نامه‌ای مواجه می‌شد تا آنجا که این بار نه تنها نمایندگان اقلیت بلکه بعضی از اکثریتی‌ها که دستی در تقنین داشتند، به اعتراض درآمدند. گرچه کروبی بعدها اصلاح قانون مطبوعات را اقدامی تندروانه از سوی مشارکتی‌های مجلس می‌دانست اما در آن روز تذکرات آئین‌نامه‌ای درباره فوری و آنی نبودن طرح مذکور را نمی‌پذیرفت.

 تا جایی که مجید انصاری تذکر داد: اگر مجلس مسئله‌ای را فوری و آنی بدانند می‌توانند از مکانیزم تقاضای یک تا سه فوریت استفاده کنند. بحث‌های مجلس در آن روز به نتیجه نرسید اما بنابر تصمیم هیأت رئیسه بررسی طرح اصلاح قانون مطبوعات با تغییر دستور عادی مجلس، در دستور کار قرار گرفت.

حکم حکومتی
16 مرداد 79 اولین جلسه مجلس پس از تعطیلات با نامه رهبر انقلاب خطاب به نمایندگان مجلس، برای طرح اصلاح قانون مطبوعات سرنوشت دیگری رقم خورد. نامه ایشان خطاب به نمایندگان گرچه در این روز قرائت شد اما موضوعی نبود که نمایندگان از آن بی‌خبر باشند. کما این‌که در ابتدای همین جلسه مجلس، در یک جلسه غیرعلنی نامه برای آنها قرائت نیز شد.

 

 

اما کروبی سیر وقایع  را چنین بیان می‌کند:
رفته رفته ماجرا وارد فاز دیگری شد، کم‌کم باخبر شدیم مقام معظم رهبری یک نامه‌ای برای مجلس نوشته‌اند، ما نمی‌خواستیم به آنجا برسند، از آقای هاشمی در یک جلسه پرسیدم ایشان گفت، بله، نبایست نامه‌ای نوشته شود. یک بار خدمت مقام معظم رهبری رفتم و در این مورد صحبت کردم، سابقه مصوبه را دادم و درباره طرح صحبت کردم و بعد گفتم، نامه نیاید به نظر ما بهتر است، ایشان احساس کرده بودند که مجلس نمی‌خواهد اطاعت کند، توضیح دادم که این طور نیست، مجلس اهل اطاعت هست. از نکات تلخ این بود همان روز که با مقام معظم رهبری ملاقات داشتیم هم طرح تصویب شد و هم نامه‌ای به قوه قضائیه نوشته شد که نکات تندی داشت. یکی از نزدیکان مقام معظم رهبری به من گفت، تو با این مجلس در این چهار سال چه می‌کنی، یک نفر دیگر که در آنجا بود پرسید ماجرا چیست که او توضیح داد امروز نمایندگان مجلس نامه‌ای نوشتند که این نامه کیفرخواست علیه قوه قضائیه است. 

.....

 به هر حال رسیدیم به مصوبه، تلاش کردیم، نامه نیاید، اما طرح آمد تو دستور، آقای حجازی از دفتر رهبری خبر داد که اول وقت نامه‌ای از مقام معظم رهبری می‌آید، ما صبح در هیأت رئیسه بودیم که نامه رسید، نامه را یکی از آقایان خواند، در نامه آمده بود که این طرح نه مصلحت است و نه مشروع که در دستور کار قرار گیرد و طرح را از دستور کار خارج کنیم، پس طرح را از دستور کار خارج کردیم.رئیس مجلس ششم نمایندگان را از نامه باخبر کرد و انتظار بر این بود که با توجه به صدور حکم حکومتی در این زمینه آنها اصرار دوباره‌ای بر خواست خود نداشته باشند اما چنین نشد و با اصرار برای قرائت نامه از تریبون مجلس فاز دیگری از سیاسی کاری را در پیش گرفتند. گرچه کروبی صلاح نمی‌دانست که نامه از تریبون مجلس قرائت شود اما با اصرار نمایندگانی از جمله محسن آرمین مبنی بر این‌که اکثریت هیأت رئیسه نظرشان این است که نامه خوانده شود، نامه رهبر معظم انقلاب به شرح زیر قرائت شد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب حجت‌الاسلام آقای کروبی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و حضرات نمایندگان محترم با سلام و تحیت؛
مطبوعات کشور، سازنده افکار عمومی و جهت‌دهنده به همت و اراده مردمند. اگر دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامی، مطبوعات را در دست بگیرند یا در آن نفوذ کنند، خطر بزرگی امنیت و وحدت و ایمان مردم را تهدید خواهد کرد و اینجانب سکوت خود و دیگر دست‌اندرکاران را در این امر حیاتی جایز نمی‌دانم. قانون کنونی تا حدودی توانسته است مانع از بروز این آفت بزرگ شود و تغییر آن به امثال آنچه در کمیسیون مجلس پیش‌بینی شده مشروع و به مصلحت نظام و کشور نیست. والسلام علیکم سید علی خامنه‌ای

قرائت نامه رهبر انقلاب اما باز هم آتش تندروی مشارکتی‌ها را در مجلس ششم خاموش نمی‌کرد و به همین دلیل پس از قرائت نامه اولین آبستراکسیون (نصاب‌شکنی) از سوی آنها در مجلس شکل گرفت و آنها با خروج از مجلس، جلسه علنی را به نشانه اعتراض از رسمیت انداختند.


کروبی از پس لرزه ها می‌گوید:

می‌آمدند می‌گفتند مجلس را تعطیل کن، اما مجلس را ادامه دادیم، با شوخی و خنده گذراندیم، تا مجلس آرام شد، واقعاً اگر مجلس را تعطیل می‌کردم، معلوم نبود چه می‌شد، افرادی که از صحن رفته بودند را به مجلس آوردیم، به هر حال تلاش کردیم و اوضاع آرام شد. وقتی از مجلس بیرون آمدم، خبرنگاران از اتفاقات درون مجلس پرسیدند، گفتم طبیعی است، مجلس محل بحث و نظر است. برخی نمایندگان مجلس ششم همان زمان می‌گفتند خارج کردن طرح اصلاح قانون مطبوعات با اقدام شخص رئیس و بدون تصویب هیأت رئیسه صورت گرفته است.

این حرف‌ها پس‌لرزه‌هایی بود که بعد از ماجرای خارج شدن طرح مطبوعات در مجلس بروز کرد که من با بی‌اعتنایی از کنار آن گذشتم، برخی از نمایندگان مجلس که از اعضای غیر از هیأت رئیسه بودند با خبرنگاران صحبت کردند و گفتند که رئیس مجلس خودسرانه، طرح مطبوعات را از دستور کار خارج کرده است، من تعجب کردم. در جلسه هیأت رئیسه نامه خوانده شد، هیچ‌کس نه موافقت کرد و نه مخالفت و همه سکوت کردند و بنابراین طرح از دستور کار خارج شد. البته در صحن علنی مجلس هم قبل از اینکه رادیو روشن شود، نامه را خواندیم تا نمایندگان بدانند ماجرا چیست.

حرکت اعتراضی مشارکتی‌ها برای از نصاب انداختن مجلس، 20 دقیقه‌ای طول کشید. در این مدت در راهروهای مجلس به تشکیک حکم حکومتی رهبر انقلاب پرداختند.

 برای مثال در این باره علی مزروعی عضو فراکسیون مشارکت مجلس گفت: "مقام معظم رهبری نکته‌ای را به نمایندگان تذکر دادند. در اینکه این حکم حکومتی است یا نه، میان نمایندگان بحث‌های مختلفی در جریان است. تأکید رهبری این است که خلاف شرعی صورت نگیرد. "

همزمان در صحن نیز برخی نمایندگان فراکسیون مشارکت به اقدامات ساختارشکنانه پرداختند،

در این راستا علی رشیدیان نماینده آبادان از کروبی تقاضای 10 دقیقه وقت برای صحبت کرد که خارج از روال جلسات علنی مجلس بود و بعد از آنکه با امتناع کروبی مواجه شد، با لحنی گستاخانه فریاد کشید: "می‌خواهم شرع را به آقای خامنه‌ای یادآوری کنم. "

این اهانت نماینده آبادان واکنش برخی دیگر از نمایندگان بویژه اعضای فراکسیون اقلیت مجلس را به دنبال داشت تا آنجا که سید‌رجب حسینی‌نسب خطاب به رئیس مجلس گفت: اینطور برخورد می‌کنید که یک ... جرأت پیدا بکند به رهبر و انقلاب توهین بکند. در مقابل حکم حکومتی رهبر بایستند و در مقابل این همه تصاویر شهدا ما اینجا شاهد باشیم؟... باید کاری کنید که کسی جرأت نکند به رهبر توهین بکند. احمد بورقانی یکی دیگر از اعضای حزب مشارکت پس از بازگشت به صحن با فریاد تقاضای جلسه غیر‌علنی کرد که رئیس مجلس جلسه غیر‌علنی را مربوط به موارد اضطراری و امنیتی دانست و درخواست بورقانی را رد کرد.

مشارکتی‌ها در جهت القای این بر‌می‌آمدند که خارج شدن طرح از دستور جلسه مجلس، عملی غیر‌قانونی است.

در همین راستا محسن میردامادی، دبیرکل حال حاضر حزب مشارکت، مدعی شد که: "معتقدم خارج کردن طرح از دستور، خلاف قانون و آئین‌نامه بود. این نحوه اداره جلسه در شأن مجلس نبود. "

در جایی دیگر نیز تاجرنیا، عضو مطرح حزب مشارکت، با هدف القای غیر‌قانونی بودن عمل رئیس مجلس، ابراز عقیده کرد که: "به نظر من اشتباه از سوی هیأت رئیسه مجلس بود که بحث دامن زده شد. "

کروبی درباره واکنش‌های پس از این جریان می‌گوید:

 بعد از این ماجرا، برخی از مطبوعات حملات تندی را علیه من آغاز کردند، انتقادات و حملات به گونه‌ای بود که در یکی از جلسات سران که آقایان هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله هاشمی شاهرودی و آقای خاتمی میهمان من بودند، آقای هاشمی بسیار نسبت به من محبت کرد و خواستار جلوگیری از این حملات شد. او گفت: "آغاز فعالیت مجلس است و حملات زیادی به آقای کروبی می‌شود. باید کاری کنیم که به او کمتر حمله شود. " من گفتم، نه! من از این حمله‌ها نمی‌ترسم. آقای هاشمی گفت من می‌دانم، اما شرایط این‌گونه است و بعد به آقای خاتمی گفت: "به برخی از این افراد که از نزدیکان شما هم هستند و زیر‌نظر شما کار می‌کنند بگویید (حتی نام برخی از آنها را برد) این کار نکنند.کروبی در پاسخ به این سؤال که واکنش خاتمی چه بود؟ اظهار می‌دارد: او در مقابل حرف‌های هاشمی سکوت کرد و گفت که اینها به حرف‌های من گوش نمی‌کنند.تنها 3 روز پس از خارج شدن طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس نیز احمد پورنجاتی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم در نطق پیش از دستور خود در جلسه علنی مجلس ضمن طرح این ادعا که مذاکرات این کمیسیون درباره طرح مذکور در یک روزنامه جناح خاص منتشر شده است و در اعتراض به خارج شدن این طرح از دستور کار مجلس، استعفای خود را از ریاست بر این کمیسیون اعلام کرد.غائله اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم ختم نشد و اعضای مشارکتی آن روزهای مجلس همواره به عنوان ترجیع‌بند اظهار‌نظرها و تجلیل‌هایشان درباره شکست اصلاحات از آن به عنوان ایستادگی جناح مقابل در برابر اصلاح‌طلبان یاد کرده و می‌کنند.

..................................

 

 

 

زمان : ۳۰ خرداد ۸۹  مجلس هشتم

موضوع :  طرح حمايت و تقويت از مراكز آموزش عالي غيردولتي

پیشنهاد دهنده : علی عباسپور ( برادر خانم عبدالله جاسبی رییس دانگاه آزاد اسلامی  )

سابقه ی  طرح : با اين مصوبه مجلس تمام آنچه كه در مورد دانشگاه آزاد و به عنوان اساسنامه جديد از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد، لغو می شود.

 با توجه به اینکه پیش  از این طرحی در شورای عالی انقلاب فرهنگی  راجع به دانشگاه آزاد اسلامی تصویب شده بود ، بعضی نمایندگان به رئيس مجلس اخطار قانون اساسي دادند كه اين طرح بر اساس نصّ فرمايش رهبر انقلاب بايد از دستور كار خارج شود.

 

 

اما علي لاريجاني رئيس مجلس در واكنش به اين اخطار قانون اساسي با تكرار اظهارات دهقان و تأكيد بر اينكه چنين دستوري از سوي رهبر انقلاب صادر شده است، در اقدامي عجيب، دستور روشن و بدون تفسير رهبري را به رأي نمايندگان گذاشت و از ميان نمايندگان حاضر در جلسه، 134 نفر در مقابل حدود 70 نفر با اين اخطار مخالفت كردند تا مشخص شود مجلس هشتم بيش از آنكه اصولگرا باشد، جاسبي‌گرا است.

و باز هم ابهام :  فوریت برای چه ؟

یکی از ایرادات مخالفان این طرح اصرار موافقان بر لزوم فوریت آن بود  و ایراد مخالفان طرح راجع به اصرار بر فوریت این طرح هم به گوش علی لاریجانی نرسید !

 

 

نتیجه ی بحث :

با اين حال، علي لاريجاني در جلسه علني 30 خرداد 89 علي‌رغم اينكه خود بر دستور رهبر انقلاب در خصوص عدم ورود مجلس به موضوعاتي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در آن‌ها ورود كرده است، تصريح كرد، در اقدامي عجيب و غيرقابل توجيه، نصّ دستور ولي‌فقيه را به رأي گذاشت.

و آن را از رأی خارج نکرد و باقی قضایا که در جریان هستید ...... ( اگر هم نیستید ، تحقیق بد نیست ، دیگه وقت تعریف کردن ندارم )

 

 

.......................................................

 پ.ن : این مطلب رو از باب مقایسه نقل کردم و لاغیر !

پ.ن :  بنده نه دریده گو هستم ، نه غوغاسالار ، از ریاست محترم راست فهم مجلس ( مقابل کج فهم ) تقاضای کمی منطق ( برای مخالفینی که بی منطقشان خواند )  دارم !

پ.ن : عدالت هنوز هم گمشده ی ماست ! برای ظهور منجی دعا یادمان نرود !


 

از اب تا رین اب ...  ( ارادت نامه )

 

السلام علیک یا امین الله !

 

خواست حق  درد هـمه  دارو  کند

عالمی را  با  گــلی  خوش بو  کند

ذات حق میخواست با  خلق علی 

هرچه را در چـنـته  دارد  رو  کـنـد

..............................................

تشجیع بند

 

مولا مدال فاطــــــمه بر شــــانــه دارد

در قلب کل شیـعـیـانــش خــانـــه دارد

شمعی ست می سوزذ برای درد عالم

این شمع گردش عالمی پروانــــه دارد

فرهاد و مجنون جای خود در شهر عشقش

شیرین و لـیلی را علی دیــوانــــه دارد

جان دادگان چهره اش را حال پرســـید

او جلوه ای از چهره ی جانانــــــه دارد

..  این وصف حیدر باشد اما نیست حیدر       با عقل کل باشد علی یار و برادر 

حب ولای  فاطـــــــمه در ســـینه دارد

بر نور حق او ســــــینه جون آیینه دارد

بر عالم و آدم کـــنــــد فرمـــانــــروایی

شـــاهی که بر نعلین چندین پینه دارد

مردی که می لرزد ز نامش پشت دشمن

حالی گــــران در هز شــب آدینه دارد

بر دشــــمنان خود نبسته هرگز او آب

گیــرم عــدو با خـانـدانـش کــینه دارد

..  قلب بشر در دست این شاه جهانگیر     در عرصه میدان هر جنگی چونان شیر   

 ...............................................

 

سلام علی قلب زینب صبور !

 

من از خوشحالي عالم    دلي پر از محن دارم

ز بعد کوچ دلدارم  لباس غم به تن دارم

ميان کوره ي چشمم چنان باغ گلم پژمرد

به ديده جاي بستانم گلاب ياسمن دارم

ز دلبر عاشقان دارند با خود يادگاري ها

و من هم لخته هاي خون بروي پيرهن دارم

.........................................................

 

 

..............................................................................................

زينب اي سردار ايثار و قيام

از تو زخم دل گرفته التيام

شير زن اسطوره ي تاريخ عشق

از تو روحاني شده شهر دمشق

دشمن پيروز کوبي بر زمين

آفرين اي دخت حيدر آفرين

کرده اي طوفان به پا در کربلا

کرده اي تو دست شيطان برملا

شام را خوار و پريشان ميکني

کوفه با يک ناله ويران ميکني

چادرت بوده سلاح جنگ تو

دشمنت بوده اسير چنگ تو

ماه خود ديدي هلا خون ريختي

خون خود با اشک در آميختي

چشم خود بر زأس وني ميدوختي

همچو شمعي فطره قطره سوختي

عشق را در جام عسرت ريختي

در خم ما شربت غم ريختي

علم بي استاد خود دريافتي

پرچم عشق برادر بافتي

خواهرم از کف مده اين يادگار

زينبي باش و ز جا خيز استوار

کن به تن شولاي رزم زينبي

ترس بر دل ره مده گر راغبي

چون که اين ره طي نمايي غالبي

گر بماني تو در اين ره مستمر

مي شوي در نزد زينب معتبر

گر حجابت را ز جانت بر کني

گوييا سيلي به زينب مي زني

خواهرم عشق حقيقي زينب است

بهتر رسم رفيقي زينب است

................................................

 پ.ن : بابت این مدت شرمنده !

هم رسیدگی به امور معنوی لازمه هم مادی !

امتحانات جای خود ! شرمنده که میدون خالی موند !